دانلود کتابهای جدید : 

کتابهای کودکان و نوجوانان

دانلود کتاب داستان صوتی زنگوله طلا

توضیحات:

دانلود کتاب داستان صوتی زنگوله طلا توی یک جنگل زیبا، خانم بزه و بزغاله اش زندگی می کردند. یک روز بزغاله بازیگوش، به دست گرگ افتاد. خانم بزه رفت تا بچه اش رو از دست گرگ نجات بدهد

دانلود کتاب داستان صوتی پری کوچولو

توضیحات:

دانلود کتاب داستان صوتی پری کوچولو پری کوچولو در آسمان هفتم زندگی می کرد. اون می خواست زمین رو ببینه

دانلود داستان گویای پل دوستی

توضیحات:

دانلود داستان گویای پل دوستی سالهای سال بود که دو برادر در مزرعه که از پدرشان ارث رسیده بود زندگی میکردند. یک روز به دلیل یک سوء تفاهم با هم جر و بحث کردند. و پس از چند هفته سکوت اختلاف آنها زیاد شد. کار به جایی رسید که از هم جدا شدند. یک روز صبح در خانه برادر بزرگتر به صدا در آمد. مرد نجاری بود که…

دانلود داستان صوتی کودکانه حسنی و مهمونی

توضیحات:

دانلود داستان صوتی کودکانه حسنی و مهمونی تووی یه روستایی با صفا، آدمهای مهربون و با وفا زندگی می کردند. تووی یکی از این خونه ها یه پسر خوشگل توپلی با پدر و مادرش زندگی می کرد…

دانلود داستان کودکانه صوتی رنگین کمان من

توضیحات:

دانلود داستان کودکانه صوتی رنگین کمان من داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (سامیه کوچولو وقتی از مهدکودک اومد خونه، دید که مامانش توی خونه نیست و رفته مسافرت

دانلود داستان صوتی بره ناقلا

توضیحات:

دانلود داستان صوتی بره ناقلا یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکی نبود، اون دور دورا توی دهکده کوچیک پیره زنی با بره قشنگ و کوچولوش زندگی می کردند، یه روز زمستون که هوا خیلی سرد بود و آب ها یخ زده بود، پیره زن مهربون بره رو به کنار برکه برد تا آب بخوره، اما بره رو یخ ها سر خورد و افتاد روی زمین..

دانلود کتاب داستان صوتی عمو نوروز

توضیحات:

دانلود کتاب داستان صوتی عمو نوروز یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوه تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه شهر.بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد

 کلیه حقوق این وبسایت متعلق به کتابخانه صوتی طنین ایرانی بوده و کپی برداری از مطالب آن، تنها با ذکر منبع و درج لینک وب سایت مجاز می باشد